نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

فرشته کوچولو

نماز

وقتی مامان نماز میخونه من هم با او همراهی میکنم البته با کلی تفاوت که بارزترین آن این است که من فقط سجده میکنم آخرش هم با چادر گره میخورم! ...
26 آبان 1391

چهارده ماهگی

نمیدونم چرا روزها برای شب شدن عجله دارند و تند تند می آیند و میروند ولی من اصلاً عجله ندارم نه برای حرف زدن نه برای دندون درآوردن فرصت زیاده ... توی این ماه دو تا دندون جدید درآوردم و الان 9 تا دندون دارم و با همین چند تا دونه همه چیز میخورم از انواع میوه ها و خشکبار گرفته تااااا انواع کبابها و دل و جگر و ... شیر و کیک خیلی دوست دارم و با مهارت تمام با نِی هر نوشیدنی میخورم. کلماتی که ادا میکنم به تعداد انگشتان دستم هم نمیرسد و دو تا اسم جدید یاد گرفتم رَضا (رضا) بَبا (صبا). هرچی بزرگتر میشم پر انرژی تر و پر جنب و جوش تر و بازیگوش تر میشم. عااااشق بازی قایم موشک و دنبال بازی هستم و دوست دارم تا مامان و بابا قایم بشن و من پیدا...
26 آبان 1391

دوست جونم

یکی از چیزهایی که من در طول روز مدت زیادی رو با اون سرگرمم و خیلی دوستش دارم تــــــــــــــاب بازیه و خودم با مهارت تمام به تنهایی هم سوار میشم، هم پیاده و احتیاج به کمک هیچ کس ندارم، هر چی باشه از توی تخت رفتن که سخت تر نیست و مامان هم خوشحال از اینکه من چقدر توانا هستم. اینطوری سوار میشم اینطوری تاب میخورم بعضی وقتها هم اینطوری میشینم بعضی وقتها هم اصلا نمیشینم بعضی وقتها هم .... اینطوری هم پیاده میشم در حالیکه تاااا تا گفتن هم فراموش نمیکنم بعضی وقتها هم اصلا قصد تاب سواری ندارم و فقط تند تند سوار میشم و پیاده میشم به همین راحتی ... ...
1 آبان 1391
1